عاشق واقعی

تو چشمام نگاه کن یه روده ××× این چشمها بی تو عاشق نبوده

شب

نمی دونم شب توی کارنامه ی سیاهش چی داره

که لایق این همه ستاره شده !

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 21:25  توسط سونیا کیان  | 

عهد شکن

به جر عهد دل آزاری عشاق که بستی

یک عهد نبستی که همان دم نشکستی  

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 11:42  توسط سونیا کیان  | 

اول : سلام ٬ ببخشید که من دیر به دیر آپ می کنم آخه این روزها خیلی کار دارم و جالب این جاست که به هیچ کدومشون هم درست و کامل نمی رسم ٬ به هر حال فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو به همتون تبریک می گم و اینکه من امروز اولین روزه ی امسالم رو گرفتم ٬ امیدوارم که خدا ازم قبول کنه .

دوم : این مطلب رو یه جا خوندم گفتم واسه شما هم بنویسم شاید مثل من از خوندش لذت ببرید .

بیچاره مردا :

اگه تیپ بزنن ٬ میگن : با کی قرار داری ؟

تیپ نزنن ٬ میگن : اصلا سلیقه نداری .

زیاد بگن دوستت دارم ٬ میگن : باز چه نقشه ای تو سرته ؟

نگن دوستت دارم ٬ میگن : پای کی وسطه ؟

زیاد بخندن ٬ میگن : دیوونه شدی ؟

نخندن ٬ میگن : چه مرگته ؟

شام بخوان ٬ میگن : فقط به فکر شکمشه !

شام نخوان ٬ میگن : معلوم نیست با کی شام کوفت کرده !

البته من مطمئنم که وقتی یه مردی شام نخواد حتما با یکی یه چیزی خورده و گرنه مگه ممکنه مردا از غذا بگذرن ٬ اونم چی شام !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 17:12  توسط سونیا کیان  | 

با سلام.

 از این به بعد همه میتونن تو این وبلاگ مطلب پست کنن . هر کس که میخواد تو وبلاگم ثبت نام کنه تو قسمت نظرات نام کاربری دلخواه + ایمیلش رو بزاره تا براش یه اکانت بسازم و  پسورد رو به ایمیلش بفرستم.


 

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشمبه وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرمبه مجمعی که درآیند شاهدان دو عالمبه خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبمحدیث روضه نگویم گل بهشت نبویممی بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوانهزار بادیه سهلست با وجود تو رفتن

 

بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشمبه گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشمنظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشمز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشمجمال حور نجویم دوان به سوی تو باشممرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشمو گر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم


 

عشق يعني

عشق يعني خواستن له له زدن
عشق يعني سوختن پر پر زدن
عشق يعني جام لبريز از شراب
عشق يعني تشنگي يعني سراب
عشق يعني لايق مريم شدن
عشق يعني با خدا همدم شدن
عشق يعني لحظه هاي بي قرار
عشق يعني صبر يعني انتظار
عشق يعني از سپيده تا سحر
عشق يعني پا نهادن در خطر
عشق يعني لحظه ي ديدار يار
عشق يعني دست در دست نگار
عشق يعني ارزو يعني اميد
عشق يعني روشني يعني سپيد
 
 
 گناهي ندارم

 

گناهي ندارم ولي قسمت اينه

که چشماي کورم به راهت بشينه

براي دل من واسه جسم خستم

مني که غرورو تو چشمات شکستم

 

سر از کار چشمات کسي در نياورد

که هرکي تو رو خواست يه روزي بد اورد

براي دل من واسه جسم خستم

مني که غرورو تو چشمات شکستم

 

واسه من که برعکس کار زمونه

يکي نيست که قدر دلم رو بدونه

گناهي ندارم ولي قسمت اينه

که چشماي کورم به راهت بشينه

 

هنوزم زمستون به يادت بهاره

 تو قلبم کسي جز تو جايي نداره

صداي دلم ساز ناسازگاره

سکوتم به جز تو صدايي نداره

تو خوابو خيالم همش فکر اينه

که دستاتو بازم تو دستام ببينن

 ولي حيف از اين خواب پريدم

که بازم با چشماي کورم به راهت بشينن

 

سر از کار چشمات کسي در نياورد

که هرکي تو رو خواست يه روزي بد اورد

براي دل من واسه جسم خستم

مني که غرورو تو چشمات شکستم


7th Band

سردی نگاه بشکن
فاصله سزای ما نیست
تو بمون واسه همیشه
این جدایی حق ما نیست
بودن تو آرزومه
حتی واسه یه لحظه، می میرم بی تو

خوندن من یه بهونه است، یه سرود عاشقونه است
من برات ترانه می گم، تا بدونی که باهاتم
تو خود دلیل بودنم، بی تو شب سحر نمی شه، می میرم بی تو

من عشقت رو به همه دنیا نمی دم
حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم، با تو می مونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم، واست می میرم، جواب دنیا رو می دم، با تو می مونم واسه همیشه

دوست دارم مهسا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 22:33  توسط یاسر DIAMOND  | 

من بخاطر تو هستم و تو بخاطر من

ما برای با هم بودن آمده ایم

نه برای جدا شدن

جدایی در فکر و روح ما نمی گنجد

مگر در مسیر تقدیر که از دست ما خارج است

اما در ما جزء عشق هیچ فلسفه ایی نیست

تو عمر مرا انباشته کردی از خودت

در تمام لحظه هایم نقش داری

محکم و با ثبات خودت را در من حک کرده ایی

و من با تو می روم هر جا که بروم

با تو زندگی می کنم

و تا ابد عاشق توام

دوست دارم مهسا

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 13:45  توسط یاسر DIAMOND  | 

سلام این اولین پست من توی این وبلاگه ٬ تصمیم گرفتم خاکستری بنویسم نه سیاه این طوری یه قدم به نور نزدیک تر می شم ٬ نمی دونم شاید اصلا یه روز برسه که سفید بنویسم سفیده سفید درست رنگ تولد اون وقت دوباره می خندم و واسه خندیدن از ته دل دلیل نمی خوام . امیدوارم از نوشته های من توی این وبلاگ خوشتون بیاد .

شراب و خون

نیست یاری تا بگویم راز خویش                                  

ناله پنهان کرده ام در ساز خویش 

چنگ اندوهم خدایا زخمه ای                                       

زخمه ای تا بر کشم آواز خویش

بر لبانم قفل خاموشی زدم                                        

با کلیدی آشنا بازش کنید

کودک دل ٬ رنجه ی دست جفاست 

با سر انگشت وفا نازش کنید 

پر کن این پیمانه را ای هم قفس 

پر کن این پیمانه را از خون او  

مست مستم کن چنان کز شور می 

باز گویم قصه ی افسون او 

این شعر از فروغ فرخزاد بود ٬ من خیلی دوستش دارم واسه همین یه قسمت از اولش رو نوشتم تا از دوست عزیزم که به من فرست داد توی وبلاگش بنویسم تشکر کنم ٬ امیدوارم خوشتون بیاد . 

 

                               

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 8:16  توسط سونیا کیان  | 

هواي رفتن

مي خوام يه قصري بسازم
پنجره هاش آبي باشه
من باشم و تو باشي و
يه شب مهتابي باشه
امشب مي خوام از آسمون
ياسهاي خوشبو بچينم
امشب مي خوام عكس تو رو
تو خواب گل ها ببينم
كاشكي بدوني چشمات رو
به صد تا دنيا نمي دم
يه موج گيسوي تو رو
به صد تا دريا نمي دم
كاش تو هواي عاشقي
هميشه پيشم بموني
از تو كتاب زندگي
حرفاي رنگي بخوني
حتي اگه دلت نخواد
اسم تو ، تو قلب منه
چهره تو يادم مياد
وقتي كه بارون مي زنه
امشب مي خوام براي تو
يه فال حافظ بگيرم اگر كه خوب در نيومد
به احترامت بميرم
امشب مي خوام رو آسمون
عكس چشات رو بكشم
اگر نگاهم نكني
ناز نگات رو بكشم
مي خوام تو رو قسم بدم
به جون هر چي عاشقه
به جون هر چي قلب صاف
رنگ گل شقايقه
يه وقتي كه من نبودم
بي خبر از اينجا نري
بدون يه خداحافظي
پر نزني تنها نري
وقتي كه اينجا بموني
بارون قشنگ و نم نمه
هواي رفتن كه كني
مرگ گلهاي مريمه


قايقي خواهم ساخت
قايقي خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از اين خاک غريب
که در آن هيچ‌کسي نيست که در بيشه عشق
قهرمانان را بيدار کند.
قايق از تور تهي
و دل از آرزوي مرواريد،
هم‌چنان خواهم راند.
نه به آبي‌ها دل خواهم بست
نه به دريا-پرياني که سر از خاک به در مي‌آرند
و در آن تابش تنهايي ماهي‌گيران
مي‌فشانند فسون از سر گيسوهاشان.
هم‌چنان خواهم راند.
هم‌چنان خواهم خواند:
"دور بايد شد، دور."
مرد آن شهر اساطير نداشت.
زن آن شهر به سرشاري يک خوشه انگور نبود.
هيچ آيينه تالاري، سرخوشي‌ها را تکرار نکرد.
چاله آبي حتي، مشعلي را ننمود.
دور بايد شد، دور.
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره‌هاست."
هم‌چنان خواهم خواند.
هم‌چنان خواهم راند.
پشت درياها شهري است
که در آن پنجره‌ها رو به تجلي باز است.
بام‌ها جاي کبوترهايي است که به فواره هوش بشري مي‌نگرند.
دست هر کودک ده ساله شهر، خانه معرفتي است.
مردم شهر به يک چينه چنان مي‌نگرند
که به يک شعله، به يک خواب لطيف.
خاک، موسيقي احساس تو را مي‌شنود
و صداي پر مرغان اساطير مي‌آيد در باد.
پشت درياها شهري است
که در آن وسعت خورشيد به اندازه چشمان سحرخيزان است.
شاعران وارث آب و خرد و روشني‌اند.
پشت درياها شهري است!
قايقي بايد ساخت.

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 17:10  توسط یاسر DIAMOND  | 

عشق !!!

101 راهکار براي ابراز عشق بدون رابطه جنسي

 

 


 مشخصات زيست محيطي خانم هاي خاطر خواه (حتما بخونین)

 

خانمي که خاطر خواه شما بشه و واقعاً شما رو دوست داشته باشه اگه از ايل و تبار واتو واتو هاي اصيل باشه دست به اين کارا مي زنه
سعي مي کنه ديدن شما لطمه اي به بقيه کاراش نزنه تا اونجايي که ممکنه به خاطر شما به دليل غيبت سر کلاساش يه درسش حذف بشه
اگه باهاش شوخي هاي بد بد و خودموني کنين همچين ضايعتون مي کنه اما دو دقيقه بعد خودش يه شوخي بدتر مي کنه و شما رو دچار سردرگمي مي کنه و گيجتون مي کنه
قشنگ ترين حرفي که ممکنه به شما بزنه اينه '' مگه خودت خوار و مادر نداري؟
يه چيزي رو واسه شما خريده و بدون اينکه بهتون بگه اونو نشونتون مي ده و نظرتونو مي پرسه اگه خوشتون بياد مگه واسه بابام خريدم اما خوب ماله تو
تو فرهنگ لغت اين دختر يادگاري وجود نداره . اما شما مي تونيد اين کلمه رو به اين فرهنگ غني اضافه کنيد و در اصل اين يه فرصت طلايي واسه شماست
سعي مي کنه با کارايي که مي کنه صداي شما رو دربياره و اگه اين قدر احمق باشيد که اعتراض کنيد با چشماني معصوم پر از اشک (که يه برق شيطوني توشه) و لباي آويزون با گردني کج ازتون مي خواد که اونو همين طور که هست قبول کنيد

سعي مي کنه کمکتون کنه تا دوست دختراي جديدي پيدا کنيد که اگه تو اين دام بيفتيد هم اون و همه دختراي اطرافتون ، همه رو از دست دادين.(بچه ها مواظب باشين
در جمع دوستان شما رو ''عزيزم'' خطاب مي کنه و مثل يه مامان مواظب شماست که نکنه يه وقت يه چيزي بخواين اما تو خلوت خودتون به شما مي گه ''اوي خره
هيچ وقت حتي اگه در حال مردن هم باشه سراغتونو از کس ديگه نمي گيره مگر اينکه کاري جدا از دوستيتون با شما داشته باشه که در اون صورت حتي اگه زير سنگي که زير پاي يه فيل هستش قايم شده باشين مياد فيل رو فراري ميده و سنگ رو بر مي داره و بيرونت مياره و گوشت رو مي کشه
اگه يه وقت مسئله اي پيش بياد اصلا اين زحمت رو به خودش نمي ده که خودشو قاطي کنه يا واسه شما حرص بخوره يا از شما دفاع کنه اما تو خلوت خودش روزي چهار تا ديازپام مي خوره
اگه يه وقتي از دست شما ناراحت بشه به روتون نمياره و جوري رفتار مي کنه که انگار نه انگار.اما واي به حالتون اگه يه روزي اين آتشفشان فروان کنه. (انا لله و انا عليه راجعون
هر وقت بهش احتياج داشته باشي کمکت مي کنه فجيع همه جوره .چون ديگه در اين مورد نمي تونه جلوي خودشو بگيره. (بابا ناسلامتي عاشقه ها
يکسري جملات و کلمات جدي به شما مي گويد ، مثلاً ''اي کاش يکي پيدا مي شد من عاشقش بشم''. اگه باهوش باشين مي فهميد اين موقع بايد چي کار کنيد
اگه امکانش را داشته باشه به شما زنگ مي زنه که با شما صحبت کنه و واسه اين کارش هزار تا بهونه و دليل محکم پيدا مي کنه
توي صورتت خيره مي شه اما يهو ميگه چرا ابروهاتو ور مي داري؟ خيلي ضايع تابلوه! يا چرا موهات رو اين قدر کوتاه کردي؟
وقتي با هم با دوستانتون هستيد ، شاد و شنگول هستش ، مي خنده و سعي مي کنه تو را هم بخندونه و شاد کنه. اما اگه تو يه مکان خلوت باشيد اگه از ديوار صدا در اومد از اونم صدا مي شنويد
اگرامکانش باشه تا سر کلاس يا دم در خونه تو را تعقيب مي کنه بدون اينکه متوجه بشين
اگه با هم هستين، احساس راحتي ميکني و دلت مي خواد بپري يه ماچ گنده و آبدار از لپاش بگيري. (اوووي چايي نخورده زود پسرخاله مي شي ها
خيلي راحت دست تو رو ميگيره و راحتم ول مي کنه اما سعي نکن دست اون به زور تو دستات نگه داري که فکر مي کنه داره زندونيه تو مي شه و تو حکم يه زندون بان رو واسش پيدا مي کني
برات نامه ميده يا ايميل مي فرسته و از کاراي ضايع که انجام داده يه داستان طنز برات مي نويسه تا تورو بخندونه. تمام اين کارا رو به اين دليل انجام مي ده که خودشو بهتر به تو بشناسونه
اگر ازش بخواي که يک جايي برويد که او معمولاً نمي ره ، يا ارش بخواي کاري انجام بده که معمولاً انجام نمي ده سرتون حسابي منت مي زاره اما تو دلش با دمش گردو مي شکنه. ( تو جون بخواه کيه که بده
هيچ وقت و هرگز (تاکيد مي کنم) از کسي راجع به علاقه شما نسبت به خودش نمي پرسه
هيچ وقت و بازم هرگز دو ساعت آسمون ريسمون نبافين که ازش بپرسين شما رو دوست داره يا نه؟ يا دوستاتونو بفرستين جلو.هرگز. بهتر اين کارو تو يه جاي خلوت و بدون هيچ مقدمه اي ازش بپرسين البته ممکنه سک سکش بگيره.اما اگه همچين چيزي باشه فوراً و با پرويي تمام مي گه که عاشق شما شده خيلي خفن. البته اين کارم بهتره بعد از چند ماه يا حتي يک سال بعد از آشنايتون انجام بدين.البته بازم اگه خودتون اونو دوست دارين
و در آخر ، يک مرتبه حس مي کني که تازگي ها خيلي به شما بي محلي مي کنه و سعي مي کنه ازتون دوري کنه ولي شما دلت بيشتر براش تنگ مي شه.در اين صورت حتماً جفتتون تو دام هم افتاديد. مبارکه. شيريني ما يادتون نره!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 17:36  توسط یاسر DIAMOND  | 

تست عشق و دوستی

 

 می خوام از بلند ترین قله دنیا داد بزنم عزیز ترین دوستت دارم !!!

نمیشه یه شب به خاطر نبودنت گریه نکنم !

 نمیشه یه شب به یاد خنده هات خسته و افسرده نشم !

می شه هرشب برای شنیدن صدات یه وجب ازت دوربشم ؟

می شه هرشب که تو کنارمی لحظه ها رو دنبال کنم ؟

 می شه یاد هر شب و هرشب تا صبح خدا رو صدا کنم ؟

نمی شه با هم کنار هم یه شب و تا صبح بدون اخم گذر کنم ؟

می خوام از سکوت بی وقفه تو تو غبار لحظه هام بشینم و حرف بزنم !

می خوام از روی جنازه های دل سوخته آدمای شهر کوچ کنم !

می خوام از کنار تو عشقم و یه یه جوری با نگات طاق بزنم !

 می خوام از روی گونه های خیسم برات از اشکام دریا بسازم !

 می خوام از بلند ترین قله دنیا داد بزنم عزیز ترین دوستت دارم !!!

 

( تست عشق و دوستي ( جالب و خواندنی

يك تست ساده و جذاب كه بايد با صداقت به سوالات آن پاسخ دهيد


سوال اول:
شما به طرف خانه كسي كه دوست داريد مي رويد.
دو راه براي رسيدن به انجا وجود دارد:
ـ يكي كوتاه و مستقيم است كه شما را سريع به مقصد مي رساند ولي خيلي ساده و خسته كننده است
ـ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه اي طولاني تر است ولي پر از مناظر زيبا و جالب است.
حال شما كدام راه را براي رسيدن به خانه محبوبتان انتخاب مي كنيد؟راه كوتاه يا بلند؟


سوال دوم:
در راه دو بوته گل رز مي بينيد .يكي پر از رزهاي قرمز و ديگري پر از رزهاي سفيد.شما تصميم مي گيريد 20 شاخه از رزها را براي او بچينيد.
چند تا را سفيد و چند تا را قرمز انتخاب مي كنيد
(شما مي توانيد يا همه را يا از تركيب دو رنگ انتخاب كنيد)
 

سوال سوم:
با لاخره شما به خانه او مي رسيد .
يكي از افراد خانواده در را بر روي شما باز مي كند.
شما مي توانيد از انها بخواهيد كه دوستتان را صدا بزند.
يا اينكه خودتان او را خبر كنيد.
حالا چكار مي كنيد؟
 

سوال چهارم:
شما وارد منزل شده به اتاق او مي رويد ولي كسي انجا نيست.پس تصميم مي گيريد رزها را همان جا بگذاريد.
ترجيح مي دهيد انها را لب پنجره بگذاريد يا روي تخت؟
 

سوال پنجم:
شب مي شود شما و او هر كدام در اتاقهاي جداگانه اي مي خوابيد..صبح زماني كه بيدار شديد به اتاق او مي رويد:به نظر شما وقتي كه انجا مي رويد او خواب است يا بيدار؟
سوال اخر: وقت برگشتن به خانه است ايا راه كوتاه و ساده را انتخاب مي كنيد؟
يا ترجيح مي دهيد از راه طولاني و جالب تر برويد؟

 


....... ......... ....... .......

 

 

جواب ها  :

جواب سوال اول:

جاده نشان دهنده عشق است اگر راه كوتاه را انتخاب كرده ايد.زود و اسان عاشق مي شويد.
ولي اگر راه طولاني را انتخاب كردهايد به اساني عاشق نمي شويد.


جواب سوال دوم:
تعدا رزهاي قرمز نشان دهنده ان است كه در يك رابطه چقدر از خودتان مايه مي گذاريدو تعداد رزهاي سفيد برعكس نشان مي دهد كه شما چقدر در ان رابطه از طرف مقابلتان انتظار محبت داريد.به طور مثال اگر 18 رز قرمز و 2 عدد رز سفيد انتخاب كرده ايد به معناست كه شما 90% محبت مي كنيد و 10% انتظار محبت از طرف مقابل داريد.


جواب سوال سوم:
سوال سوم نشان دهنده طرز برخورد شما بامشكلات در يك رابطه است.اگر شما از اعضاي خانواده درخواست كرده ايد كه محبوبتان را صدا بزند به اين معناست كه شما از مواجه شدن با مشكلات مي ترسيد و اميدوار هستيد كه مشكلات به خودي خود حل شوند.ولي اگر خودتان به اتاق رفته ايد كه او را از حضور خود مطلع كنيد اين نشان مي دهد كه شما با مشكلات روبرو مي شويد و دوست داريد انها را هر چه زودتر حل كنيد.


جواب سوال چهارم:
محل قرار دادن رزها نشان دهنده اشتياق شما براي ديدن محبوبتان است. اگر انها را بر روي تخت ميگذاريد نشان مي دهد كه دوست داريد او را زياد ببينيد.و اگر انها را لب پنجره قرار مي دهيد يعني اگر او را زياد هم نبينيد تحمل مي كنيد.

جواب سوال پنجم:
سوال پنجم نشان دهنده تفكر و طرز فكر شما در كاراكتر و شخصيت فرد محبوبتان است.اگر شما او را در حالي كه خوابيده است در اتاق مي بينيد.اين به اين معني است كه شما او را همانطور كه است دوست داريد.و اگر او را بيدار ديده ايد يعني انتظار داريد او مطابق ميل شما بشود.

جواب سوال اخر:
راه بازگشت به خانه نشان دهنده دوام عشق شماست.اگر راه كوتاه را انتخاب كرده ايد مدت عاشق بودن و دوست داشتن شما كوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب كرده ايد مدت زيادي در عشق خود پايدار خواهيد بود ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 14:56  توسط یاسر DIAMOND  | 

 

 

 کی میگه تنهایی سخت نیست  *  به خدا تنهایی سخته

الهی بی کس نشی  *  به خدا بی کسی سخته

 

 


سخنرانی بسیار جذاب از استاد انوشه(پیشنهاد میکنم حتما گوش کنید) ۴۹ دقیقه - ۵ مگابایت

 

موزیک ویدئوی بسیار زیبا از پیشرو

آهنگ بسیار زیبای چطور میتونم از پیشرو

آهنگ بسیار زیبای پیشرو و میثم بنام نیلوفر

 

آهنگ بسیار زیبا از حمید داگلاس - بهرنگ و سینا پارسیان بنام دل تنها (کلیک کنید)


آّهنگ های جدید همایون

فدای تو چشام

شیناریا

عادت

منو نبوس

گنجشکای خونه

مسافر

روزهای دلتنگی

غریبه

 

آلبوم جدید خاکم نکنید از مجید خراطها

اینو زدم تا بدونی

آواره

دیگه مجبور نیستی

قسمت نبود

تو دیگه داغونم نکن

خاکم نکنید

قرار تنهاییه ما

 

دلتنگت هستم ....

و این خط غریب ....

و این چشمان خسته ....

و این دست های مهربان .....

عجیب بیقراری می كنند .....

عجیب دلتنگت هستم و می دانم كه اگر لبخند بر لب های تو بدرخشد ....

قدم هایم پرواز می آموزند ....

و دلتنگ تر می شوم ....

از این انتظار فرسوده كننده 

                                      كه

                                            گریزی ندارد .... !

تنها مانده ام و غریبانه

خاطرات مكررمان را دوره می كنم ....

و به یاد می آورم که

شیرینی بودنت را نباید فراموش کنم..

از تو چه پنهان خوب من :

من جز تــــــــــــــــــــــــــــــــــــو همه چیز را فراموش كردم ....

د...ل....ت....ن.....گ....ت....م.....!!! 

 

 

*******************************************

 خیلی خوبه که آدم کسی رو داشته باشه که وقت دلتنگی و مشکلات باهاش دردل کنه

 


 

دوستت دارم چون

دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی

 دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی

 دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی

دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی

 دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی

 دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی

 دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی

 دوست دارم مهسا

 


اگر می توانستم مجازاتت کنم

از تو می خواستم......

به اندازه ای که تو رو دوست دارم

مرا دوست داشته باشی


 

 
      وقتي نيستي هر چي اشکه تو چشامه
      از وقتي رفتي دارم هر ثانيه از رفتنت ميسوزم
       کاشکي بودي و ميديدي که چي آوردي به روزم

      حالا عکست تنها يادگار از تو
      خاطراتت تنها باقي مونده از تو
      وقتي نيستي ياد تو هر نفس آتيش ميزنه به اين وجود
       کاش از اول نميدونستي من عاشق تو بودم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 3:0  توسط یاسر DIAMOND  |